اسكندر بيگ تركمان

171

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ازو پيش كسى ظاهر شود دست به دستش ميگردانند و طالبان آن را از يكديگر پيش ميربايند . مير معزى كاشى كه در آن حين دعوى خوشنويسى ميكرد و خوب مينوشت كتابت نميكرد و قطعه نويس بود غايتش اعتقادى كه اهل كاشان و عراق به او داشتند خالى از صحت بود و بخوشنويسان خراسان كه اسمشان مذكور شد برابرى نميكرد . مولانا بابا شاه اصفهانى از نستعليق نويسان عراق و در كتابت مشهور آفاق بود الحق كاتبى مثل او در عراق بهم نميرسيد و در آن حين در خراسان نيز نبود و اوقات بكتابت صرف ميكرد و تحصيل وجه معاش از آن ممر مينمود اكابر و اعيان خواهان خط او بودند و رعايتها مينمودند كتابت او نزد مردم عراق بسيار بود اما در اين حين كمتر بدست ميايد اكثر به اطراف و و جوانب برده به قيمت اعلى فروختند . مير صدر الدين محمد ولد ميرزا اشرف نستعليق نويس از خوشنويسان عهدى بود از سادات سيفى حسينى قزوينى است او و برادرش مير روح الله هر دو از اكابر سادات و مستعدان روزگار بودند جد و والدش از غايت شهرت و وفور قابليت و استعداد و فضايل و كمالات صورى و معنوى محتاج بتوصيف نيستند و غزلهاى رنگين عاشقانه ميرزا اشرف كه به طرز خاصى در رشتهء بلاغت انتظام داده و از غايت ملاحت شور در ميان سخنوران عهد انداخته بدين دعوى شاهد عدل است و اولاد كرام مذكور در اكتساب علوم متداوله قصب السبق از اقران ربوده هر دو بوفور اخلاق حسنه متجلى و بحليه فضل و دانش متعلى بودند مناسب اين بود كه اسم شريف مير و برادرش در زمرهء سادات عظام و اكابر ذوى الاحترام در سلك اطبا مرقوم كلك بيان گردد . بالجمله مير نستعليق نويس خوب و شاگرد مولانا مالك ديلمى قزوينى بود كه از خوشنويسان مسلم الثبوت عراق بوده و تعليم خط از او داشت و منحرف نويس بود و در ايام جوانى بسيار بنزاكت و بامزه مينوشت اما در اواخر به جهت ضعف باصره ترك مشق كرده بهمانچه در اوايل نوشته بود اكتفا كرد . در روش نستعليق به تتبع خط مولانا سلطانعلى و بقلم دقايق آن از صاحبان آن ممتاز بود او اعتقاد به خط مولانا سلطانعلى بيشتر از مولانا مير على داشت و تتبع او بيشتر از ديگران كرده بود در اين مقام در باب حسن خط اين دو نادره زمان شرحى به نظر رسيده بود ثبت افتاد گويند كه مولانا مير على درين فن ترقى عظيم كرده بلند آوازه گرديده بارها مولانا سلطانعلى دعوى كرد و ارباب تميز جانب مولانا سلطانعلى ميگرفتند روزى جناب مير به خدمت مولانا آمده سه قطعه نادره مطبوع گرفت و هر سه را نقل نموده در ميان يكديگر به خدمت مولانا آمد سلطانعلى متحير گشت كه آيا خط او كدام است بعد تأمل بسيار خط مولانا مير را به اعتقاد خود برداشت الحاصل جناب مير بانواع قابليت و استعداد آراستگى داشت سالها مطالعه كتب تواريخ و تتبع اشعار متقدمين و متأخرين كرده تذكره تأليف كرده كه در ازمنه سابقه كمتر تأليف يافته و در ربع مسكون از هر كس مصرع موزونى سر زده جناب مير پيروى حال او كرده در تذكره‌اش درج نموده تا آنكه اوقات حياتش صرف آن شد . چنانچه ميخواست اتمام نيافت و در علم موسيقى و ادوار [ 126 ] سعى بسيار كرده سرآمد روزگار گشت در تصنيف قول و عمل نادره كار و نقشهاى بديعش مجلس آراى شكفته طبعان و زبان زد